نمایشگر دسته ای مطالب نمایشگر دسته ای مطالب

تلاش برای رسیدن به آینده ای روشن

تلاش برای رسیدن به آینده ای روشن


تلاش برای رسیدن به آینده ای روشن

تلاش برای رسیدن به آینده ای روشن                                         نويسنده : ناهيد مظفري ( مسئول دفتر امور بانوان و خانواده بافق)

 

 نبود پدر در خانواده مشكلات مالي، تربيت صحيح فرزندان و ... از دغدغه‌هاي زني تنها براي سرپرستي خانواده‌اش است. زنان سرپرست خانواده در زندگي فردي، خانوادگي و اجتماعي‌شان معمولاً با مشكلاتي روبه‌رو هستند. بررسي‌هاي اجتماعي و تجربي‌ نشان مي‌دهد عده زيادي از زنان سرپرست خانواده نسبت به آينده فرزندان، دوران كهولت و از كارافتادگي خود نگراني‌هاي زيادي دارند اما درست است كه اين قشر از زنان در شرايط نبود همسر با مشكلات متعددي روبه‌رو هستند اما بسياري از آنها با به كاربردن توانمندي‌هايشان مي‌توانند از عهده زندگي و اشتغال در جامعه، برآيند و كودكان آنها نيز اين توانايي‌ها را فرا گرفته و در زندگي فردي و در آينده افراد موفق و مستقلي خواهند شد. همچنين براي بالا بردن سطح كيفي زندگي‌شان، كارشناسان، راهكارهاي متعددي را ارائه كرده‌اند.

مشكلات زندگي

تك‌سرپرست شدن در خانواده در واقع فقدان يكي از سرپرستان خانواده به دلايلي مانند طلاق، فوت همسر، بيمار شدن و از كارافتادگي است اما تفاوت‌هاي آشكاري ميان سرپرستي يك مرد با سرپرستي يك زن در خانواده وجود دارد.

 هنگامي‌كه پدر به عنوان سرپرست خانواده شناخته مي‌شود شرايط نسبتاً متعادلي در يك خانواده ايجاد مي‌شود. زيرا يك مرد به عنوان سرپرست خانواده، معمولاً از حمايت‌هاي رواني و اجتماعي اطرافيان براي تربيت فرزندان بهره‌مند مي‌شود. اما هنگامي‌كه يك زن به عنوان سرپرست خانواده معرفي مي‌شود اين حمايت‌ها گونه متفاوت‌تري به خود مي‌گيرد زيرا به طور طبيعي و ذاتي از مادر به عنوان سرپرست فرزندان انتظار مي‌رود كه رسيدگي بهتر و بيشتري در امور تربيتي آنها داشته باشد.

همچنين زنان تك سرپرست افرادي هستند كه بدون حضور يا حمايت عاطفي، اجتماعي و مالي يك مرد سرپرستي خانواده را به‌عهده مي‌‌گيرند و به زناني اطلاق مي‌شود كه مسئوليت اداره اقتصادي خانواده را به دوش گرفته و تصميم‌گيري‌هاي عمده زندگي به عهده آنهاست. اين گونه از مسئوليت‌ها، اغلب در شرايطي بر اين قشر تحميل مي‌شود كه در دوران زندگي خود كمتر آموزشي براي پذيرش آن ديده و از اين رو آمادگي‌هاي لازم براي مقابله با آن را ندارند. نداشتن اطمينان از زندگي آينده، نداشتن روحيه مناسب و اعتماد به نفس كافي و ترسيم آينده‌اي نامعلوم ممكن است بسياري از اين زنان را با معضل انزوا و افسردگي روبه‌رو كند.

مهم‌ترين آسيب‌هايي كه زنان تك سرپرست در برهه‌هاي مختلف زندگي‌ مي‌بينند احساس ناشی از نداشتن پشتوانه‌هاي اقتصادي و اجتماعي در زندگي‌ است كه منجر به تضعيف روحيه مشاركت در برخي از امور اجتماعي آنها شده و با افزايش نابساماني‌ روحي در اين قشر از زنان و كودكان آنها احتمال ابتلا به بيماري‌هاي رواني و گاه اضطراب، وسواس و پرخاشگري تشدید پیدا می کند. تعدد نقش‌هايي كه زنان سرپرست خانواده هم به عنوان مادر و هم پدر خانواده به عهده مي‌گيرند تأثير مستقيمي بر ايجاد استرس داشته و تحقيقات متعددي نشان مي‌دهد اين قشر از زنان، زمان بيشتري را صرف كار كردن بيرون از منزل مي‌كنند و چنين مسئله‌اي در برخي از موارد منجر به بروز فقر زماني در اين‌گونه خانواده‌ها مي‌شود.

دستان  توانمند

 اشتغال اين زنان باعث افزايش خوداتكايي در آنها مي‌شود. از اين رو بهتر است آنان به گونه‌اي حمايت اجتماعي و شغلي شوند كه مجبور به انجام كارهاي استرس‌زا با درآمد پائين نباشند. زيرا آنها علاوه بر مسئوليت‌هاي بيرون از منزل، انجام امور خانه و مراقبت از فرزندان را نيز بر عهده دارند. بنابراين اگر زنان سرپرست خانواده، شغل و درآمد مناسبي داشته باشند عزت نفس‌شان تقويت شده و اين امر موجب حفظ موقعيت اجتماعي و خودكفايي در آنها مي‌شود.

 اشتغال زنان سرپرست خانواده در مجموع تأثيرات مثبتي بر بهداشت روان‌شان خواهد گذاشت. اگر آنها از لحاظ روحي و رواني حمايت شوند در امر مشاركت اجتماعي معمولاً افراد موفقي بوده و كودكان آنها نيز آينده‌اي درخشان خواهند داشت.

اغلب اين زنان فداكار هستند و پشتكار زيادي براي انجام كارها دارند و بايد به آنها از سوي مقام‌هاي حمايتي توجه خاص شود تا اين قبيل زنان وقت بيشتري را براي گذران اوقات فراغت كودكان خود داشته باشند.
برنامه‌ريزي‌ها براي اين قشر از زنان بايد به گونه‌اي باشد كه با توجه به اشتغال و انجام فعاليت‌هاي اجتماعي‌شان از تعاملات بين فردي و مشاوره‌اي با همكاران‌شان بهره بيشتري ببرند. آنها مي‌بايست توانايي هماهنگ‌ كردن زمان كار با زندگي خانوادگي‌شان را به صورت كاملاً منظم داشته باشند و قادر باشند با برنامه‌ريزي دقيق در زندگي، امور و مسائل خانوادگي را پيش ببرند. امروزه مشاركت روزافزون زنان بخصوص زنان سرپرست خانواده در جامعه باعث افزايش قدرت تصميم‌گيري و برخورد مناسب آنها با رويدادها و حوادث زندگي و اثر مطلوب بر روابط با كودكان مي‌شود.

در واقع آنها با كار و فعاليت اجتماعي قدرت خلاقيت، كارآيي و استقلال بيشتري پيدا كرده و بهتر مي‌توانند در برابر مشكلات خانه و محيط كار تصميم‌گيري كنند و اين قشر از زنان با تلاش مستمر و فعاليت اجتماعي متعدد در برآورده كردن نيازهاي مالي خود و خانواده‌شان مستقل بار مي‌آيند و در ارتباطات اجتماعي و آشنايي با اقشار مردم بهتر تصميم گرفته و به كودكان آنها نيز استقلال و حفظ هويت اجتماعي را با قدرت بيشتري ياد مي‌دهند.

به طور كلي هر چه آنها بيشتر در عرصه‌هاي اجتماعي وارد شوند به همان نسبت بحران هويت فردي و اجتماعي، افسردگي و انزواگرايي، بي‌اعتمادي و بدبيني‌شان كاهش پيدا مي‌كند. علاوه بر اين معمولاً زناني كه سرپرستي خانواده‌شان را بر عهده دارند برقراري ارتباط مناسب كلامي با فرزندانشان را سريع‌تر فرا گرفته و كودكان آنها در اغلب موارد از اعتماد به نفس مناسبي برخوردار مي‌شوند. بسياري از اين زنان صبر، تحمل و شكيبايي را براي مقابله با مشكلات فرا مي‌گيرند و هميشه سعي مي‌كنند ساختار خانواده را گرم و صميمي نگه دارند.
همچنين آنها تلاش مي‌كنند تا آستانه تحمل استرس‌شان را در برابر سختي‌ها بالا ببرند. آنها به تنهايي براي حل مسئله راهكارهاي متعددي را ارائه داده و به سرعت در برابر مشكلات عقب‌نشيني نمي‌كنند و در مجموع در درازمدت از لحاظ روحي به افرادي پايدار تبديل شده و مهارت‌هاي اجتماعي‌شان افزايش پيدا مي‌كند.

بالا بردن سطح كيفي زندگي

در نظر گرفتن راه‌هايي براي تمكن‌ مالي اين قشر از زنان و حمايت از آنها در زمان كهولت و از كارافتادگي و حتي ايجاد تسهيلاتي براي بيمه آنها از جمله تسهيلاتي است كه بايد در مورد آنها رعايت شود. يكي ديگر از راه‌هاي مهم در راستاي توانمندسازي اين قشر از زنان حمايت آنها از سوي سازمان‌هاي مربوط است. زيرا با اين حمايت‌ها علاوه بر اينكه كمك زيادي به ارتقاي امنيت روحي و رواني آنها در ادامه زندگي و كاهش دغدغه‌هايشان مي‌شود، به عنوان پشتوانه‌اي محكم براي حمايت از آنها در شرايط سخت زندگي آينده و دوران كهولت نيز نوعي امتياز محسوب مي‌شود. مي‌بايست اين زنان مانند ديگر شهروندان شرايط حضور فعال‌شان در اجتماع مهيا شده و حرفه آموزي به آنها به عنوان شيوه‌اي مطمئن در مسير خود اشتغالي و كسب درآمد كافي براي آنها فراهم شود. ايجاد تسهيلات گوناگون در جهت بالا بردن كيفيت زندگي اين قشر از زنان و كودكان آنها در جامعه بايد مورد توجه قرار گيرد. اقداماتي نظير آموزش مهارت‌هاي زندگي، برگزاري كارگاه‌هاي متعدد مديريت استرس براي زنان سرپرست خانواده باعث مي‌شود ميزان شيوع اختلالات اضطرابي در آنها كاهش پيدا كرده و در نتيجه بخش زيادي از مشكلات و آسيب‌هاي اجتماعي و رواني پيش روي آنها را از ميان بردارد.